تبليغاتX
افغانستان امروز

افغانستان امروز

افغانستان از بعضی نظرات

 

مردم امروز افغانستان معمولا چند تا برچسب آماده در جیب هایشان دارند و به محض این که دهان باز کنی یکی از آنها را از جیب خود در آورده و به پیشانی ات می چسپانند.

تا سخن بگویی مانند موتور های جستجو کلمات کلیدی سخنت را سرچ می کنند و بدون تفکر و تعمق  یا به جاسوسی متهم می شوی یا به قوم گرایی یا به ارتداد و یا ...

بد بینی و بد گمانی عجیبی بین مردم حاکم است.  " فکر می کنی فلان موسسه خارجی دلش برای من و تو سوخته که اینجا کلینیک می سازد؟ نه ! هدفشان چیز دیگریست! من و شما را فریب می دهند همه شان جاسوسند!!"   نمیدانم این بد گمانی و سوءظن داشتن به همه چیز در میان مردم از کجا نشئت گرفته است. پیش فرض و به قول انگریزها دیفالت شان در مورد همه چیز قصد سوء است، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود که البته ثابت کردن خلاف آن هم کار حضرت فیل است!

شنیده ام که به هر کس که در استخبارات کار می کند می آموزانند که باید به همه چیز به دیده شک و تردید بنگرد و به هیچ چیز خوشبینانه و سطحی نگاه نکند بلکه بداند که همیشه پشت پرده دستهای دیگری است که از ظاهر امور برای رسیدن به مقاصد خود استفاده می کنند. این از خصوصیات استخباراتیان است اما نمیدانم این احساس از کجا درز کرده و از بین مخبرین به میان عامه مردم شیوع پیدا کرده است. البته شاید به این دلیل باشد که زیاد به آنها خیانت شده و عده ای نیرنگ باز  اعتماد مردم را از بین برده اند. اما هرچه هست فعلا خوشبینی که هیچ حتی واقع بینی هم کم کم از میان مردم رخت بر بسته است.

مردم فکر می کنند که هیچ اتفاقی نمی افتد و هیچ عملی صورت نمی گیرد مگر آنکه دست یک خارجی در کار است و از انجام آن کار مقاصد دیگری را دنبال می کنند.

من در بلاگ خود گاهی سعی کرده ام که اشخاص سیاسی را در معرض نظر خواهی بگذارم تا این افراد بدانند که تا چه اندازه مردم از عملکرد آنها راضی اند و  در باره آنها چگونه می اندیشند. و نیت خاصی نداشته ام فقط همین که این آقایان بلاواسطه به صدای مردم گوش دهند. اما هرچه بی طرفانه بنویسی باز هم برچسب های عجیب و غریب را به پیشانی ات می چسبانند. زمانی که اشخاص دیگر ملیت ها را مطرح کرده بودم می گفتند تو بر ضد ما هستی!! چرا قوم خودت را برای نظر خواهی مطرح نمی کنی؟  زمانی که اشخاص قوم خود را مطرح کردم گفتند تو از اول هم در پی مطرح کردن قوم خود بودی و این ها همه بهانه بود!

می مانی که چه بگویی!

بهر حال به قول دوست خوبم سخیداد هاتف که "فضا بسیار تیره است". فقط فحش ناسزاست که می نویسند و نثار همدیگر می کنند.  و من به غیر از تاسف چیز دیگری ندارم که بگویم.

بارها شنیده ایم که گفته اند: "مردم افغانستان از جنگ خسته شده اند" . اما من با این گفته موافق نیستم. من مطمئن هستم که بسیاری از  مردم افغانستان هنوز از جنگ خسته نشده اند. هنوز هم دل شان می خواهد که به جنگ همدیگر بروند و بر سر و کله همدیگر بکوبند. اما متاسفانه نیروهای آیساف  مانند خلاص گیر نمی گذارد که با هم بجنگند. اگر  نیروهای حافظ صلح امروز از افغانستان بیرون بروند فردا در گیری ها شروع است. نمیدانم این روحیه جنگ طلبی با بدگمانی شان هم ارتباط دارد یا نه؟

گاهی می اندیشم که چقدر طول خواهد کشید که ما به آن ظرفیت برسیم که نظرات موافق و مخالف را بشنویم و با سعه صدر به گفتگو و مفاهمه بنشینیم و به افکار همدیگر احترام بگذاریم؟ پشتم می لرزد می ترسم که آن روز نکند اصلا در افغانستان آمدنی نباشد!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 14:36  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

 

           

مدتی است که اشخاص مطرح سیاسی را در معرض نظر خواهی عام می گذارم تا آنان خود را از آیینه مردم ببینند و بدانند که مردم در باره شان چگونه می اندیشند. تا نظراتی که شاید هرگز کسی به گوششان نرسانده باشد از این طریق خود بلاواسطه آن را دریافت کنند.

در این راستا از آقای محقق به بهانه ائتلاف او با سیاف شروع کردم. در قدم دوم آقای بشردوست را به خاطر نظرات جالب و جنجالهایی که برایش پیش آمده بود انتخاب کردم.

در بخش نظرات بعضی دوستان اصرار کردند که در مورد آقایان کاظمی، عالمی و انوری هم نظر خواهی کنم. اما راستش را بخواهید بهانه درستی نداشتم . نمی دانستم به کدام بهانه در مورد این افراد نظر بخواهم اما از آنجا که نخواستم سوءظن ها در مورد خودم و احساسات قوم دوستی ام قوت بگیرد بدون پیدا کردن کدام مناسبت خاص به تقاضای این دوستان لبیک گفته و امروز جناب مصطفی کاظمی را دست بسته حاضر ساخته ام تا در باره اش نظر بدهید.

خودم در باره ایشان و تحصیلات شان چیز زیادی نمیدانم و فقط یادم مانده که یک زمانی از جهادی های حزب وحدت اسلامی بود ( شاخه اکبری) و در حکومت انتقالی هم چوکی وزارت تجارت را اشغال کرده بود.

این شما و این هم کاظمی!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 16:14  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

در آلمان نویسنده ای به جرم نوشتن در مورد هلوکاست  به محکمه کشانیده شد!! این یک حرکت جالب است. چطور پیشگامان حقوق بشر و آزادی بیان و قلم که کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام را آزادی بیان می دانند نوشتن یک تاریخ نگار یا روزنامه نگار را در مورد هلوکاست ( قتل عام یهودیان در جنگ دوم جهانی) این چنین با زندان و دادگاه استقبال می کنند؟؟؟؟ من که عقلم قد نمی دهد شما نظر بدهید!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 9:5  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

من با وجود اینکه از مزار هستم همیشه و در هر مجلسی از هرات و هراتیات تعریف و تمجید می کردم و معتقد بودم و البته هنوز هستم که مردم هرات مردم بسیار با فرهنگ و شهر هرات فرهنگی ترین شهر افغانستان است.

شهر هرات از آباد ترین شهر های افغانستان و مردم آن هم از متمدن ترین مردمان این مملکت هستند. تعداد زیادی هنرمند اعم از خطاط و نقاش و نیز شاعر و ادیب و صنعتگر در این شهر باستانی زندگی می کنند. روحیات مردم هرات هم تا جایی که من آشنایی دارم بسیار صلح جو، آرام و مهربان هستند.

اما ناگهان واقعه ای در این شهر رخ داد که از هر جای افغانستان انتظار داشتم به جز هرات! جنگ شیعه و سنی! کار احمقانه ای که در افغانستان سابقه ندارد.

از یک طرف حیرت زده هستم ، از طرفی نگران و مشوش و از طرفی اندیشناک .

حیرت از چنین مردمی و چنین عملی ! نگران و مشوش از اینکه اگر دامنه این خشونت ها و حماقت ها به دیگر جاها و دیگر سالها بکشد چه می شود! و اندیشناک از اینکه چه باید کرد؟ و چاره چیست؟

پاکستان را پیش چشم می بینم که چگونه هر سال خون یک عده به ناحق به نام شیعه و سنی بر زمین می ریزد و خوف آن دارم که ما نیز دچار چنان آفتی شویم.

شما برای این مشکل جدید چه راه حلی پیشنهاد می کنید؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 11:1  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

 

                          رمضان بشر دوست

تصمیم دارم هر از چند گاهی افکار عمومی را در مورد شخصیت های سیاسی افغانستان بدانم. چندی پیش در مورد اقای محقق سوال کردم و این بار قرعه به نام رمضان بشر دوست افتاد.

بشر دوست تحصیلات عالی خود را در فرانسه به پایان رسانده و در دولت آقای کرزی مدتی چوکی وزارت پلان را در اختیار داشت. او در مدت وزارت خود با ارگانهای غیر دولتی(NGO )  که در بازسازی افغانستان سهیم بودند برخورد جدی نمود و آنها را اکثرا خاین و غیر کار آمد برای افغانستان قلمداد نمود. او در ادامه تندروی های خود تحت فشار قرار گرفت و استعفا نمود.

بشر دوست در انتخابات پارلمانی با رای خوبی نماینده مردم کابل شد. او یک خیمه به نام خیمه ملت در یکی از پارکهای کابل دارد که در آن با عموم مردم از نزدیک دیدار می کند. در مورد ساده زیستی و وطن دوستی او داستانهای زیادی بر سر زبان هاست. او خود پیشنهاد کرده که از معاش نمایندگان پارلمان به شمول خود او بکاهند و پولها را در راه بهتری مصرف کنند. عدم علاقه مندی او به پول و ثروت معروف است. او حاضر نیست با هیچ کس مصالحه کند و هیچ مسئله ای را کتمان کند. همیشه بی پروا و صریح الهجه است.

اما این رفتار و سیاست او به نظر عجیب می آید. آیا او واقعا تا همین اندازه پایبند به اعتقادات خود است و هیچ غمی به جز گره گشایی از مشکل ملت خود ندارد؟  و در ثانی آیا در زبان دیپلماسی و سیاست امروز، صراحت بیش ازحد و تندی و تیزی می تواند سیاستمدار را به اهداف خود نایل سازد؟

شما چگونه می اندیشید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 13:13  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

                             

مدتهاست که امارت اسلامی طالبان سقوط کرده و حکومت دموکراتیک در ظل توجهات کاکای دنیا ( امریکا) در افغانستان برقرار شده است. اما هر روز خبر از درگیری های خونین در ساحات جنوبی و غربی افغانستان به گوش می رسد.

گویا ریشه های القاعده و طالبان چنان در زمین های جنوبی فرورفته است که به مدد ابزار مدرن و قدرت نظامی ابرقدرتهای نیز نمی توان آن را از خاک کشید و شرش را برای همیشه از سر مردم کم کرد.  من از این مسئله بسیار متعجبم ، از یک سو توان نظامی و تکنولوژی خیره کننده امریکا و اروپا را می بینم که ادعا می کنند یک شئ را در روی زمین به ابعاد ده سانتیمتر توسط ماهواره های شان می توانند ببینند و تشخیص دهند، از اوج آسمان یک خانه مسکونی را چنان هدف گرفته و نابود می کنند که دیوار های حیاطه آن آسیب نمی بینند، بمب را توسط هواپیما از کلکین خانه ها به درون می اندازند و دستگاه های جاسوسی آنها موی را از ماست بیرون می کشند اما با وجود همه اینها از ردیابی بن لادن و ملاعمر و حکمتیار عاجز شده اند و برای پیدا کردن هر کدام از آنها جایزه تعیین کرده اند!!!!

بقایای القاعده را تا غارهای تورا بورا تعقیب کردند و به درون غار هم راکت هدایت کردند اما بعد از آن دیگر ملاعمر با تمام خدم و حشم خود آب شد و به زمین فرورفت!!!! (مانند اصحاب کهف در غار رفتند و  بیرون نیامدند و شاید ۳۰۹ سال بعد از خواب بیدار شده و بیرون آیند) چرا به ماهواره های فوق العاده مدرن خود هدایت به تعقیب فراریان ندادند؟

ولی آیا واقعا ناتو و امریکا از ریشه کن کردن شورشیان جنوبی که هر روز گروگان می گیرند ، مکتب آتش می زنند و معلمین را گردن می زنند عاجز است؟ یا شاید اندکی ناآرامی را برای توجیه حضور خود لازم میدانند؟ شما چه می اندیشید؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 10:43  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

 

                          

باز هم فلک چرخید و چرخید و محرمی دیگر از راه رسید. ماهی که با نوحه و عزا و ماتم و اشک همراه است. چه دردناک است تصور حادثه ای که در عاشورا واقع شد. هزاران مرد مسلح اطراف خیمه یک مشت زن و کودک را گرفته اند و اجساد مردان شان را زیر سم اسپ های شان لگد مال می کنند. بر روی کودک سه ساله یتیم سیلی می زنند. خیمه ها را آتش می زنند. رعب و وحشت را بر دل کودکان حاکم می سازند. زنان را به اسارت می برند.....

ولی چرا؟ چرا باید چنین شود؟ امام حسین چرا برای خود و زن و فرزندان خویش باید چنین سرنوشتی را رقم بزند؟ او چرا همه این مصیبت ها را پذیرفت؟

مگر نه اینست که او برای ما خود و یاران خود را به دم تیغ سپرد؟ مگر نه اینست که زن و فرزندان خود را برای هدایت و بیداری ما به اسارت فرستاد؟ پس آیا ما به خون او که از حنجره بریده اش بیرون جهیده است و بر روی ریگهای تفتیده و سوزان صحرای نینوا  آزادی و حریت را به تصویر کشیده وقعی نهاده ایم؟

دوستان اینک ما چه کنیم؟ آیا نوحه سرایی کافی است؟ سینه زنی ،زنجیر زنی و ماتم کافی است؟ آیا او خود را به با جسد پاره پاره به زیر لگد اسب ها سپرد تا ما برایش گریه کنیم؟.....

در دنیایی اینچنین مغلق من نمیدانم رسالت ما چیست؟ شما بگویید....

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 10:22  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

افغانستان پس از سالهای جنگ و فراموشی از اذهان جهان اکنون با مشکلات بزرگ و فراوانی دست و پنجه نرم می کند.

مردم افغانستان از لحاظ امکانات اولیه زندگی مانند آب ، برق ، گاز ، جاده و خدمات شهری و بهداشتی در فقر شدید به سر می برند . البته این امری طبیعی است و بسیار زمان می خواهد و سرمایه گذاریهای آنچنانی تا کم کم سطح زندگی و امکانات رفاهی در افغانستان بهبود بیابد و به استاندارد های جهانی نزدیک شود.

اکنون قسمت های بسیار ناچیزی از شمال افغانستان از گاز طبیعی شهری استفاده می کنند

اما آنچه زیاد فکر مرا به خود مشغول کرده اینست که چرا دولت برای برطرف ساختن مشکل سوخت شهروندان تا کنون هیچ اقدامی نکرده و حتی در این مورد برنامه ای برای آینده هم ارایه نداده است؟

ممالک پیشرفته و پسمانده زیادی در جهان هستند که سالانه مبالغ هنگفتی را صرف خریداری گاز و نفت برای ایجاد سهولت در زندگی ملت خویش می نمایند. ولی ما با وجودی که در داخل مملکت ذخایر گاز طبیعی داریم و سالهای متمادی آنها را به شوروی سابق  صادر می کردیم اکنون آن ذخایر را بلا

استفاده گذاشته و مردم خویش را در زمستان های وحشتناک با سنگ ذغال آن هم با قیمت گران و بدون نظارت رها کرده ایم تا با فقر و مرگ و سرما دست و پنجه نرم کنند.

به نظر شما نمی شود که دولت تقاضای صرف مبلغی از کمک های بین المللی را برای انکشاف صنعت نفت و گاز اختصاص دهد؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 11:46  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

چنانکه شاید خبردار شده باشید یکی از چینل های خصوصی تلویزیون به جرم پخش صحنه های ضد اخلاقی و اسلامی به پرداخت یک هزار دالر جریمه محکوم شد.تمام شبکه های تلویزیونی تصاویر رقص و آواز زنان را پخش می کنند

صحنه های ضد اخلاقی و ضد اسلامی در تلویزیونها کم کم عادی شده و حتی چنین به نظر می رسد که تلویزیون های خصوصی و غیر خصوصی برای جذب بیننده بیشتر بر سر پخش چنین صحنه هایی مسابقه گذاشته اند. جوانانی که در دوران طالبان از دیدن و شنیدن موسیقی های مجاز و غیر مجاز محروم بودند اکنون با باز شدن شرایط با اشتیاق به استقبال هر نوع موسیقی چه در چوکات فرهنگ و مذهب افغانستان و چه خارج آن می روند و از تماشای آنها لذت می برند.

دو سوال به ذهن من خطور می کند:

اول اینکه کسانی که تلویزیون خصوصی افغان را به دلیل پخش صحنه های ضد اسلامی و ضد اخلاقی جریمه کردند چه معیار و ملاکی دارند و صحنه های پخش شده تا کدام سرحد داخل چوکات اخلاق و اسلام است و از کدام سرحد خارج از آن؟ آیا سایر شبکه هایی که جریمه نشده اند در چوکات اسلام و اخلاق نشرات دارند؟

دوم به نظر شما در مقطع کنونی اگر یک تلویزیون مبادرت به نشر تصاویر خلاف اسلامی و رقص و آواز زنان نکند می تواند در صحنه رقابت با دیگر کانال های تلویزیون خود را نگهدارد و بیننده داشته باشد؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 11:24  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  |