چندی پیش مطلبی در تقبیح محاکمه عبدالرحمان نوشتم و دوست عزیزم کمال کابلی کامنتی گذاشت و من هم در جواب کامنت شان مطلبی نوشتم تحت عنوان " نظر یک دوست " . حال کمال جان دو باره مطلبی در جواب مطلب من نوشته و در سایتش گذاشته و من هم در باره آن مطلب در بخش نظرات سایتش کامنت گذاشتم.
اکنون با احترام به ایشان مطلب نوشته شده شان را دو باره بررسی می کنم. دوستانی که دل و دماغ پرت و پلا گویی های مرا ندارند می توانند نخوانند.
دوست عزیز جناب کابلی:
عنوان جوابیه شما بود" توضیح دوستانه" اما متاسفانه من آن را دوستانه نیافتم. در آن به زبانی سخن گفتید که بیشتر به دشمنانه می ماند تا دوستانه.
در ابتدا به فتح باب بحث ( نه مشاجره) چنین پرداختید که "... یک کا منت گذاشته بودم که به مذ ا ق آن دوست ، موافق نیفتاده و بر من خرده گرفتند و به پاسخ ام پرداخته اند." اما در واقع پاسخ من به شما نه از روی آن بوده که به مذاق من خوش نخورده باشد و به خرده گیری پرداخته باشم. من در واقع شما را به عنوان کسی که همیشه خوب قلم می زنید و من از خوانندگان وبلاگ وزین تان هستم قابل دانستم ، به نظر تان اهمیت دادم و جواب نوشتم. نه مثل شما که به زورکی و با بی حوصلگی به ارایه پاسخ پرداختید.
لاحول ولا قوته الا بالله ... با خودم گفتم : چه بهتر که این دوستان ، دایی جان ناپلیون بخوانند ، با اسد الله مرزا و سا نفرانسیسکو و زن شیرعلی قصاب ، تا پرداختن به سیاست . و نا گزیر شدم به جواب زورکی از سر بی حوصله گی این چنین :...
از نصیحت تان تشکر. باشد کتابهایی را که گفتید هم اگر فرصت کردم می خوانم. اما حق پرداختن به سیاست را اگر به اجازه شما برای خود محفوظ بدانم چطور؟ طوری که از سطور بعدی تان پیداست این جواب را زیاد هم از روی بیحوصلگی و زورکی ننوشته اید. آمار و اطلاعات دقیقی را ارایه کردید که یا برای درج آنها اندکی زحمت کشیده اید یا اینکه آنها جمله هایی هستند که کلیشه وار حفظ نموده و به طرف هر کس که بحثی از این مقولات با شما داشت فیر می کنید.
شما اگر شنیده باشی که آمریکا در اولین عملیات علیه بن لادن در توره بوره ، 180 راکت کروز را بداخل افغانستان شلیک کرد ؟؟ و خوب میدانی که بن لادن را کک هم نگزید . و آنانیکه کشته شدند و آنچه به خاک یکسان شد مردمان ملکی و بیگناه هموطن من و تو بودند ، با دهها قریه ی ویران که در مطبوعات غرب همه را د ید یم و شنید یم . در عملیات هوایی و زمینی آمریکایی ها جهت سقوط حکومت طالبان ، 10000 انسان در افغانستان به قتل رسید ند . شما میگویی در سقوط طالبان صرف قوای هوایی آمریکا سهم داشته است و بس ؟ تو عملیات قلعه جنگی در مزار شریف را دیدی ؟ من فیلم مستند آنرا دیدم ....
.... کنون شما میگویید که : یک فرد ملکی و بیگناه بدست امریکایی ها کشته نشده است ، بلکه امریکایی ها افراد جنگی طالبان را در جنگ رویا روی کشته اند ... یا للعجب ؟ چه زود از یاد شما رفت ؟؟ که آمریکاییان در یک محفل عروسی در یک قریه بمبارد کردند و آن محفل شادی را به آتش و خاکستر بدل کردند ؟؟؟ و این قتل عام مردم بیگناه را چنین توجیه کردند که ، چرا از آن قریه فیر هوایی شا د یا نه زد ند ...
.. . چنانچه یک پوسته کانادایی ها را نیزبمبارد کردند و چهار نظامی کانادایی را به قتل رسا ندند . جهانیان و به خصوص کانادایی ها فقط برای همین یکی اعتراض کردند و بس . و دولت امریکا معذرت خواست و نام آن جنایت را فرند لی فا یر« آتش دوستا نه » نامید و برای هر یک ازخانواده های آنان مبلغ 300000 دالر جبران خسارت پرداخت کرد . میگو یید که آمریکا هیچ فردی را بدون محکمه نمیکشند ؟...
این به حکایت آن روبای فراری شبیح است که....
... . در عراق دیدی که ملل متحد گفت ، عراق سلاح اتمی ندارد . امریکا گفت نه ، ما میگوییم دارد . و آمد ند عراق را به خاک برابر کردند ، یکصد و پنجاه هزار انسان را کشتند ، 46000عراقی را زندانی و تا سرحد مرگ شکنجه کردند و بعد گفتند : آری عراق سلاح اتمی نداشت ...
اولا ادعای من این نبود که هیچ بیگناهی در افغانستان به دست امریکایی ها کشته نشده بلکه گفته بودم با وجودی که من در داخل هستم ولی در میان هیچ کدام از دوستان و آشنایان دور و نزدیک کسی را نمی شناسم که یکی از بستگان آنها عمدا و حتی سهواً به دست امریکایی ها کشته شده باشد. این یعنی چه؟ یعنی اینکه امریکایی ها آنقدر در حملات خود دقیق بودند که کمترین تلفات جانبی ممکن را داشته است.
طوریکه معلوم می شود تمام استناد شما بر رسانه هاست و نه فراتر از آن. خودت می دانی که از روی آنچه رسانه ها منعکس می کنند نمی توان اوضاع یک منطقه و کشور را به خوبی در ک کرد خصوصا اینکه گمان نمی کنم هیچ رسانه ای در دنیا کاملا بیطرفانه اوضاع را منعکس کند. زمانی که امریکا به طالبان حمله می کرد من در ایران بودم و طوریکه اخبار و تلویزیون ایران نشان میداد بیینده فکر می کرد که در افغانستان چنان جهنمی برپاست که شاید هیچ کس نتواند از زیرزمینی های خانه خود بیرون بیاید. اما بعد که خودم داخل آمدم اهالی قصه می کردند که در زمان عملیات نظامی هوایی و موشکی امریکا جوانان بی خیال به والیبال و فوتبال مشغول بودند!
دیگر اینکه بله من فکر می کنم در حمله امریکا بر ضد طالبان فقط نیروی هوایی امریکا نقش داشته . شما چه فکر می کنید؟ نظر به شواهد نود و پنج درصد حمله نظامی امریکا به طالبان هوایی بوده است. پیاده نظام را در این جنگ در واقع نیروهای ائتلاف شمال تشکیل میدادند.
در مسئله قلعه جنگی هم شما فقط کشتار را دیده اید و اصل داستان را شاید ندانید. آنجا گروه بزرگی از اسیران القاعده زندانی بودند. آنها چند نگهبان را خلع سلاح کرده و با جنگ مسلحانه سلاح و مهمات بدست آورده و در زیر زمینی های قلعه جنگی چنان موضع گرفته و مقاومت سرسختانه میکردند که با هیچ ترفندی نتوانستند آنها را بیرون بیاورند. زیر زمینی ها را به آب بستند. تیل خالی کردند . دود داخل کردند اما نیروهای جان بر کف القاعده هیچ کدام به زندگی علاقه ای نداشتند و تا سرحد مرگ به جنگ پرداختند. مشکل آن قدر حاد بود که حتی خطر پیروزی آنها و بازپس گیری شهر مزار شریف احتمال داده می شد. اگر نیروهای زمینی امریکایی وارد میدان نمی شدند معلوم نبود سربازان ده بار گریختگی از مقابل طالبان می توانستند از پس مشکل بر آیند یا نه؟
در مسئله Friendly fire امریکایی ها به کانادایی ها هم نیازی به قضاوت شما وجود ندارد اگر آن آتش گشودن واقعا اشتباه نبود لزومی به معذرت خواهی رسمی امریکا و پرداختن سیصد هزار دالر به خانواده های هر کدام از آنها نبود.
شما که می گویید در حمله نظامی امریکا ده هزار نفر کشته شده ، اولا اصل این آمار زیر سوال است چون کسی نمی تواند ادعا کند که این عدد طبق شمارش و احصایه اعلام شده باشد ومخصوصا طالبان بعد از اینکه متوجه دقت و قدرت نیروی هوایی امریکا شدند اکثراً بدون مقاومت چندانی به جز در ولایت قندز، پا به فرار گذاشتند. در ثانی شما چطور تفکیک کردید که چه تعداد از اینها نظامی و چه تعداد ملکی و بیگناه بوده اند؟
من ادعای شما را که امریکایی ها به هر جنبنده ای حق فیر دارند و حتی اگر دشمن وجود فیزیکی هم نداشته باشد فیر هوایی می کنند.... قبول ندارم. اگر چنین می بود تلفات افراد ملکی به دست مستقیم نیروهای امریکایی باید بسیار زیاد می بود. من خودم چند وقت قبل شاهد صحنه ای بودم که بد نیست برایتان قصه کنم. از جاده اصلی که از نزدیکی منزل ما می گذرد یک کاروان نظامی امریکا قصد عبور داشت. در حالی که آنها به سرعت زیادی در حال رسیدن به نزدیک ما بودند یک موتر شخصی از کوچه بر آمد و راننده آن بدون توجه به قطار نظامی به سرک داخل شد. اولین ماشین نظامی امریکایی ها به خاطر جلوگیری از برخورد با آن موتر شخصی بریک (ترمز) محکمی کشید و دیگران شان هم به تبع چنین کردند. راننده موتر شخصی با عجله دو باره عقب رفت و نظامیان به راه شان ادامه دادند. خوب در شرایطی که هر لحظه احتمال حمله انتحاری علیه آنها وجود دارد ،اگر شخص آماده ای که بر فراز وسایط نظامی ایستاده است بر روی موتر مذکور آتش می گشود کسی می توانست آنها را محکوم کند؟ گمان نمی کنم. پس بهتر است که چشم های خود را گاهی از مطبوعات اندکی منحرف کنیم تا واقعیت را ببینیم.
... درین زمینه اگر من با شما موافق باشم ، شادروان دکتر شریعتی ، کاملا مخا لف بوده اند . چون آن بزرگوار فرموده اند که :...
در این زمینه موافقت و مخالفت شما برایم مهم است. اگر خودت با من موافق هستی بگذار شادروان دکتر شریعتی مخالف باشد...
شبیه را هم اگر شبیح ننویسید صحیح تر خواهد بود.
...همین آقایان بوش و بلر ، حتی به پارلمان های شان راست نگفتند ، دیگران که به جای خود ... و شنیدی که پارلمان انگلیس ، صدراعظم را فریب کار نا مید ....
اما متاسفانه با این وجود خودت دیدی که آنها دوباره رای آوردند !!! مثل اینکه پارلمان شان و مردم شان هم منافق و دو رو هستند چون از طرفی آنها را فریبکار می نامند واز طرفی هم به آنها رای میدهند!
در پایان باز یاد آور می شوم که شما اصل بحث را به طرف دیگری بردید. من گفتم اعدام یک انسان طبق قانون اساسی و در محکمه به جرم انتخاب مذهب و تغییر عقیده کار زشتی است. و این کار هم به چهره اسلام و هم افغانستان خدشه جدی وارد می کند. شما در این مبحث تیر غیظ و غضب تان را به سوی امپریالیسم جهانخوار نشانه رفتید که آنها که خود روزانه صدها انسان بی گناه را مثل مورچه در افغانستان و عراق می کشند و( جالب اینکه) آب هم از آب تکان نمی خورد !!!! حالا آمده اند واز عبدالرحمان دفاع می کنند. من هم عرض کردم که آنها شاید آدم ها را ( اگر بکشند !! ) در شرایط جنگی بکشند نه در محکمه و طبق قانون. اگر هم بپذیریم که آنها جنایتکار وخونخوار هستند دلیل نمی شود که ما اعدام انسان ها را به خاطر عقیده شان در قانون اساسی مجاز ( و حتی واجب ) بدانیم.
بارها گفتم و بار دیگر می گویم من قصد دفاع و پنهانسازی جنایات هیچ جنایتکاری را ندارم ولی نمیدانم شما از این یک کلاغ چهل کلاغ چه سود می برید؟ می خواهید جامعه جهانی از افغانستان بیرون بروند تا باز هم مانند سال های هفتاد و دو و سه و چهار به جان همدیگر بیافتیم و گوشت همدیگر را به دندان بکشیم؟
ما مثل شما آدم دانایی نیستیم و کتاب ساموئل هانتینگتون را هم نخوانده ایم و اصلا نمیدانیم نظریه برخورد تمدنهای ایشان حاوی چه مطالبی است و لی این قدر میدانیم که در مقطع کنونی حضور وهمکاری همین خونخواران جهانی به نفع ملت ماست. لا اقل بهتر از آن حالتی است که خون همدیگر را به جرم تعلق به ملیت خاص مباح می شمردیم ویا اینکه ملیشه های احزاب ، بایسکل سواران را با کلاشینکف نشانه می گرفتند و بر سر هدف زدن شرط می بستند آنهم بر سر یک قوطی سگرت!!
این مطلب در سایت آژانس خبری وبلاگ نویسان به نشر رسید.
http://www.irnablog.com/fa/news.php