حال خواهید پرسید که آقای مامون چه اشتباهی را در ارایه برنامه هایش مرتکب می شود که با عث عصبانیت من می گردد؟ ایشان دو عیب عمده در گفتگو هایشان وجود دارد. یکی اینکه وقتی که یک سوال بسیار حساس و بحث بر انگیز و حتی تهمت گونه را برای مصاحبه شونده مطرح می کند صبر نمی کند تا طرف از خودش و نظریه اش دفاع کند و بیچاره تا با آب و تاب مقدمه می چیند تا جواب بگوید ، در اوج پردازش او به مسئله حرفش را قطع می کند و نمی گذارد جواب اصلی راارایه کند. دوم اینکه بدون توجه به شخصیت افراد و اینکه آنها در چه پست و مقام یا رتبه علمی هستند وسط حرفشان می پرد و بد تر اینکه مصاحبه شوندگان هرچه اصرار می کنند که بگذارد حرفشان را بزند نمی گذارد و سوال جدیدی که در ذهنش از لابلای حرف آنان ایجاد می شود را مطرح می کند. نمونه این نوع مصاحبه ایشان گفتگویی با سفیر ایران در کابل است. که در چندین جا به طور بسیار بدی حرف او را قطع کرده و هرچه او می خواست به حرف زدن ادامه دهد آقای مامون نمی گذاشت.
واقعا عجیب است. نمیدانم این متود و روش مصاحبه و گفتگو در اصول ژورنالیسم و جود دارد و یا از ابداعات آقای مامون است. از خصوصیات دیگر این نطاق محترم این است که به هیچ قیمتی حاضر نیست با طرف مقابل کنار بیاید. به این معنی که همیشه تلاش دارد صحبت طوری انجام شود که حرف او به کرسی نشسته و به ثبوت برسد. در مصاحبه با ملالی جویا ایشان می گفت که " من هرچه سوال می کنم و می خواهم که شما موضع تان را تعدیل کنید شما باز هم با همان تندی حرف اول تان را تکرار می کنید". این حرف آقای مامون برای من سوال برانگیز بود که مگر ایشان به این خاطر با خانم جویا مصاحبه می کنند که او را متقاعد ساخته و نرم کنند؟ وظیفه ژورنالیست کشف حقیقت و پرده برداشتن از واقعیات است و اجازه دادن به افراد برای بیان دیدگاه هایشان است یا تربیت و اصلاح کردن مصاحبه شوندگان؟ گویا آقای مامون خانم جویا را برای مصاحبه نه بلکه برای متوجه ساختن او به اشتباهاتش به استودیو دعوت کرده بود.
نکته دیگری که در گفتگو های این نطاق سرشناس تلویزیون طلوع نظر می رسد این است که اکثر مصاحبه ها و گفتگو های وی بیشتر شبیه محاکمه و اعتراف گیری است تا مصاحبه. مصاحبه او با یکی از اعضای حزب جمعیت اسلامی را وقتی دیدم احساس می کردم که مصاحبه شونده در مصاحبه تلویزیونی نه بلکه در محاکمه علنی حضور دارد.
معلومات و اطلاعات جانبی آقای مامون نسبتا بد نیست اما روشی که او در مصاحبه پیش می گیرد بسیار زننده و ملال آور است.
در گفتگویی هم که در برنامه گفتمان با آقای احدی وزیر مالیه دولت انجام میداد افرادی را درکنار اقای احدی دعوت کرده بود که حتی یک نفر شان هم اقتصاد دان نبودند و همه خبر نگار یا کارشناس سیاسی بودند . وزیر مالیه هرچه می گفت آنها یک چیز دیگر می گفتند چون در مسایل اقتصادی فقط خود آقای وزیر مسلط بود و دیگران به شمول خود رزاق مامون فقط پراکنده گویی می کردند. وزیر هم چند بار اعتراض کرد که شما از مسایل اقتصاد چیزی نمیدانید و بحث ما یک بحث خوب و نتیجه دهنده و منسجم نیست.
خلاصه اینکه نمیدانم در طلوع قحط الرجال است یا کدام دلیل دیگری دارد که نه این آدم را از این وظیفه رخصت می کنند و نه اشتباهاتش را به او گوشزد می کنند.
به هر حال اگر خود ایشان این نوشته را میخوانند امیدوارم اندکی متوجه روش گفتگو هایشان شوند. من نمی خواهم ایشان در بحث ها و گفتگو ها طرف مقابل را تایید کند و یا در مقابل او محافظه کاری کند بلکه منظورم این است ما باید به طرف مقابل اجازه بدهیم که حرفش را بزند و حق اظهار نظرش را از او نگیریم خواه او از نظر فکری با ما مخالف باشد یا موافق. حرف کسی را در اوج حساسیت مسئله و قسمت اصلی جواب او قطع کردن کار بسیار زشت و عصبانی کننده است و آقای مامون باید به این اشتباه خود پی ببرد. 
