تبليغاتX
افغانستان امروز

افغانستان امروز

افغانستان از بعضی نظرات

روز دهم محرم امسال مراسم عزاداری در جوار مرقد ملکوتی منسوب به حضرت علی (ع) در مزار شریف برگزار شد.

این دومین سالی است که شیعیان مراسم سوگواری سرور شهیدان حسین (ع) را در روضه شریف برگزار می کنند.

کسانی که روضه مبارک یا همان بارگاه پرشکوه منسوب به امام علی (ع) را دیده اند می دانند که این بارگاه با عظمت از شاهکارهای معماری دوره تیموریان است. این بارگاه دارای صحن های بزرگ و چهار باغ وسیع است که گنجایش ده ها هزار نفر را در مراسم های مختلف داراست.

بزرگداشت عاشورا امسال بسیار پرشکوه بود. تعداد شرکت کنند گان بالغ بر بیست هزار نفر برآورد می شد. از ۹۸ تکیه خانه (حسینیه) در سراسر مزار شریف و قسمت های حومه آن در این مکان بزرگ جمع شده بودند. تعدادی از مقامات محلی اهل سنت نیز در آن حضور داشتند و پیام تسلیت والی ولایت بلخ نیز در آن قرائت گردید.

امسال رییس جمهور ، معاونان رییس جمهور ، رییس پارلمان ، رییس مجلس سنا ، وزیر دفاع و اکثر وزرای کابینه جمهوری اسلامی افغانستان در مراسم های عزاداری شرکت جسته و نیز به ایراد سخنرانی پرداختند. به نظرمن شیعیان افغانستان در هیچ عصری از چنین آزادی در ادای مراسمات مذهبی برخوردار نبوده اند.

من فکر می کنم آزادی و دموکراسی فعلی حاکم در افغانستان با تمام کاستی ها و خامی های آن باز هم تحسین برانگیز است و برای آورندگان و حفظ کنندگان آن مایه سربلندی است.تصویری از روضه شریف در مراسم گل سرخ

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 12:27  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

 

مردی آمد با اهل و عیالش و با هفتادو دو تن از یارانش در مقابل فساد ایستاد. میدانست که او را یارای مقابله با این سپاه بزرگ و مسلح نیست. میدانست در صورت وقوع جنگ کشته خواهد شد. پسرانش، برادران و برادرزاده ها و همه مردان فامیلش کشته خواهند شد. زنان و دخترانش به اسارت برده خواهند شد. ولی او ایستاد. او تسلیم نشد. او بازبان و لب تشنه ایستاد و مرگ را استقبال نمود. این چیست؟ سیاست است؟ قدرت طلبی است؟ در پشت این اراده چه چیزی نهفته است؟

من نمی خواهم به عنوان یک مسلمان یا یک مسلمان شیعه مذهب قضاوت کنم و آرمان های او را بستایم. نمی خواهم تشریح کنم که هدفش چه بود. نمی خواهم از خواست، نیت و فلسفه خروج او بحث کنم.  اما غیرت او را ستایش می کنم. شجاعتش را تحسین می کنم. من همیشه در مقابل دلیر مردانی که مرگ را به استهزاء می گیرند احساس کوچکی می کنم. کسی که می ایستد و می بیند که فرزندانش یکی پس از دیگری پیش چشمان او با جگر سوخته از تشنگی کشته می شوند اما احساس ترس و اضطراب و پیشیمانی نمی کند برای من یک قهرمان است. مرگ چیز ساده ای نیست. دلیران و ترسو ها را با محک مرگ خوب می توان سنجید. بسیارند کسانی که عمری را شعار می دهند ولی وقتی با خطر مرگ روبرو می شوند تمام آرمان ها را زیر پا می گذارند و گوشه عافیت را غنیمت میدانند.

از جان گذشتن هم انواع مختلف دارد. شدت و ضعف دارد. از حسین ابن علی بالاترین درجه از خود گذشتن و جان فشانی بود. اینکه بپذیریم که زن و فرزندانمان به اسیری برود، اینکه همه بستگان ما را پیش دیدگان ما بکشند و آخر هم خود مان با پای خود به قتلگاه برویم و گلو در اختیار خنجر بگذاریم شاهکار نیست؟

او گفت که اگر مسلمان نیستید لا اقل آزاده مرد باشید. من چندان مسلمان واقعی نیستم . آزاده مرد هم نیستم. اما آنچه هست این است که آزاده مردان را دوست دارم...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 14:45  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

سلام به تمام دوستان!

بعد ازمدتها کمی فرصت یافتم که به وبلاگ خود سری بزنم. از بس نیامده بودم عنکبوت در آن تار تنیده بود!

 

در این روزها بحث ها و جدل ها میان پاکستان و افغانستان بر سر این موضوع است که پاکستان قصد کشیدن سیم خاردار و فرش نمودن ماین روی خط مرزی میان دو کشور را دارد.

من نمی خواهم قضاوت کنم یا تحلیل کنم که این کار خوب است یا بد. در ضمن نمی خواهم بررسی کنم که آیا پاکستان واقعا قصد جلوگیری از نفوذ تروریست ها را دارد یا نه.

برای من استدلال افغانستان خیلی جالب است. افغانستان در کنار دلایلی که می آورد یکی از دلایل مهم اش این است که حصار کشیدن روی خط مرزی باعث جدایی اقوام دو طرف مرز می شود!!! برای من این حرف قابل هضم نیست. این حرف چه معنی دارد؟

فکر می کنم معنی اش این است که اقوام دو طرف مرز را با مرز بندی نباید جدا کرد. در این صورت مرز چه معنی دارد؟ مرزی که باعث جلوگیری از رفت و آمد غیر قانونی افرا د نباشد نبودنش بهتر نیست؟ من چنین استنباط کردم که دولت افغانستان موافق رفت و آمد اقوام طرفین مرز به صورت غیر قانونی است. اگر چنین نباشد ایجاد سیم خاردار روی مرز صدمه ای به تردد قانونی افراد نمی زند چون این حصار های موجب بستن گذرگاه های رسمی مرز ها نمی شود.

توجیه دیگری که به ذهن من می رسد این است که شاید افغانستان هراس دارد که مبادا با کشیدن حصار در سرحدات مسئله خط دیورند به نفع پاکستان حل شده و مرز های کنونی تثبیت  شوند.

در حال به نظر من دولتمردان افغانستان دلایل جالبی در رد این خواست پاکستان ارایه نمی کنند. اگر ما خواستار رفت آمد و ارتباط بین اقوام دو طرف مرز باشیم باید آن را در چارچوب قراردادهای بین المللی و به رسمیت شناختن مرزها و سرحدات بپذیریم نه اینکه اقوام طرفین مرز بدون احترام به مرزها و قوانین گاهی به این طرف و گاهی به آن طرف مرز رفت آمد کنند. اگر ما چنین می خواستم باید با پاکستان یک کشور مشترک تشکیل میدادیم که یک تذکره در هر دو طرف مرز اعتبار می داشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 14:24  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  |