یکی از نکات کلیدی مدیریت عبارت از قدرت انتخاب و تصمیم گیری است که متاسفانه گاهی این نکته را در خودم ضعیف میبینم.
این روزها می اندیشم که به عنوان یک شهروند چه کسی را برای ریاست جمهوری کشورم انتخاب کنم؟
انتخاب سختی به نظر می رسد. هر کدام از کاندیدها نکات قوت و ضعفی دارند. آدم حیران می ماند که به کدام رای بدهد و کدام یک نظر به دیگران اصلح است.
از مجموع 37 کاندید باقی مانده البته فقط کمتر از ده نفر آنان ارزش بررسی و تأمل را دارند و متباقی از دور پیداست که اصلا قامتشان در خور رخت ریاست جمهوری نیست.
مهم ترین آنها حامد کرزی، داکتر عبدالله، اشرف غنی احمد زی و رمضان بشر دوست است.
حامد کرزی فقط یک نقطه قوت دارد که همانا حوصله مندی و تاب و تحمل آرای مخالف است. در زمان او آزادی بیان به حد بی سابقه ای گسترش یافت. ایشان بجز تحمل و شکیبایی هیچ برجستگی دیگری ندارند و یک شخص بی برنامه و فاقد کفایت و هوش کافی برای این مقام به نظر می رسد. سپردن این مسند برای 5 سال دیگر به او اشتباه بزرگی می تواند باشد.
داکتر عبدالله ظاهری آراسته و فصاحت خوب دارد. اما عیب او در این است که جهادی است و در حزبی فعالیت داشته و در کنار افرادی بوده که در جنگهای داخلی متهم به جنایات جنگی هستند هر چند نقش خود آقای عبدالله ممکن است زیاد نقش اجرایی نبوده باشد. این تنها جهت قضیه نیست. جهت دیگر قضیه این است که به تحلیل من کسی که ریاست جمهوری را به عهده می گیرد نباید از میان گروه های متخاصم برخواسته باشد. چرا که با روی کار آمدن او باز هم همان رقابت های حزبی و حساسیت هایی که در طی سالهای اخیر کاهش یافته بودند دامن زده می شود. مردم چنین رهبری را در هنگام اختلافاتی که ممکن است بین سران سیاسی بوجود می آید بی طرف نمی دانند و چنین شخصی به جانبداری های حزبی متهم خواهد شد. روی کار آمدن یک شخص جهادی خاطرات تلخ حکومت مجاهدین را در خاطره ها زنده می کند و پیروان بعضی از احزاب ممکن است همکاری لازم را با او نکنند.
داکتر اشرف غنی احمد زی یک فرد بسیار با سواد و تحصیل کرده است. سواد و دانش او در میان سایر کاندیدها مثال زدنی و بی نظیر است. او پست های بزرگ بین المللی را کار کرده است. از تجربه و سواد کافی برای پست ریاست جمهوری برخوردار است. وی همچنین برنامه ی کاری مشخص و سنجیده شده ای برای اداره کشور ارایه کرده است. اما او متهم به داشتن تعصب قومی است. چیزی که اکثریت مردم افغانستان را به رای دادن به او دو دله کرده است. اگر او بتواند بی تعصبی خود را اثبات کند احتمالا بالا ترین رای را خواهد آورد. او متهم است که بسیار پشتونی می اندیشد و در زمانی که برادرش رییس کوچی ها بود و نزاع کوچی ها در مناطق هزاره جات در گرفته بود با سکوت خود به زورگویی های کوچی ها رضایت نشان میداد. هر چند عقیده شخصی خود من این است که وقتی شخصی زیاد درس خوانده باشد و در دنیای متمدن زندگی کرده باشد حتما از تعصبات قومی و نژادی اش کاسته می شود. اگر من به این نتیجه برسم که اتهام تعصب داشتن وی بی اساس است به طور حتم انتخاب من ایشان خواهد بود.
داکتر رمضان بشر دوست انسان بسیار شریف و پاک نفسی است. صداقت و شجاعت او در میان کاندید ها بی نظیر است. برنامه های انکشافی خوبی هم دارد. سابقه جرم و جنایت هم ندارد. فکر و هوشش هم خوب است. وی تنها یک نقطه ضعف دارد و آن اینست که بسیار افراطی و تندرو است. برای یک شخص تندرو اشغال مهم ترین مسند مملکت مناسب نیست.
حال در این گیرو دار شما راهنمایی ام کنید که به چه کسی رای بدهم؟
