تبليغاتX
افغانستان امروز

افغانستان امروز

افغانستان از بعضی نظرات

چرا مسلمانان کاری می کنند که همه دنیا از اسلام بیزار شوند؟

ایران که ادعای اسلام ناب محمدی را دارد یگانه کشوری است که نوجوانان زیر 18 سال را به اعدام محکوم می کند. پس از صدور حکم صبر می کنند که 18 سال محکوم تمام شود بعد اعدام می کنند. چرا نوجوانی را که به اعدام محکوم می کنند فورا اعدام نکرده و تا 18 سالگی اش صبر می کنند؟ بخاطر اینکه در دو سه سالی که در زندان است هزار بار بمیرد و زنده شود؟ هزار بار سایه مرگ را بر سرش احساس کند و هر شب خواب طناب را بر گلوی خود ببیند؟ اگر برای آنها فرقی بین 18 سال یا جوانتر نیست چرا پیش از 18 سالگی اعدام نمی کنند؟ حکم را قبل از سن قانونی صادر می کنند و بعد از 18 سالگی اجرا می کنند.

یک نوجوان زیر 18 سال نمی تواند رسماً ازدواج کند، نمی تواند حساب بانکی جاری داشته باشد، نمی تواند در انتخابات شرکت کند، نمی تواند قرارداد مالکیت امضا کند، نمی تواند استخدام شود و کار کند اما می تواند اعدام شود!!!

همه اینکار ها را به این خاطر  اجازه ی انجامشان را ندارد که شخص زیر 18 سال کودک حساب شده و وی را صاحب بلوغ عقلی کافی نمی دانند. پسر با تکمیل 15 سال قمری بالغ می شود اما بالغ جنسی. هنوز برای بلوغ عقلی به چند سال وقت دیگر هم نیاز دارد. و وقتی که قبول داریم بلوغ جنسی و عقلی همزمان نیست و بلوغ عقلی بعد از بلوغ جنسی اتفاق می افتد چرا نوجوان را محکوم به مجازاتی کنیم که هیچ راه بازگشتی ندارد؟

رژیم غاصب اسراییل که منفور ترین حکومت دنیا در نظر ایران و سایر کشور های مسلمان است تروریستی  را که اسحاق رابین را ترور کرد محکوم به حبس ابد کرد و اعدام نکرد. اسحاق رابین از محبوب ترین شخصیت های تاریخ اسراییل بود. مرگ او هزاران و بلکه صد ها هزار نفر را عزادار کرد اما با آنهم مرد تروریست بعد از چندین جلسه محاکمه در حالی که از ترور او اظهار پشیمانی هم نمی کرد فقط به حبس محکوم شد.

این عدالت یهودی است. اما در کشور مسلمان کودکی را که در 15 سالگی مرتکب جرم شده اعدام می کنند!!

آه خدایا ، خدایا تو خودت برای عزت اسلام کاری بکن. اسلام را از دست قصابان  خلاص کن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 17:25  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

یک حرف خیلی احمقانه را بارهاست از زبان افراد مشهوری مثل شکریه بارکزی، فوزیه کوفی و بعضی از نماینده گان و صاحب نظران می شنوم. نمی دانم چرا اینها کمی دقت نمی کنند؟

بارها شنیدم که این افراد وقتی در مورد دور دوم انتخابات سخن می گویند روی این نکته تاکید می کنند که در دور دوم دیگر مسئله 50 فیصد +1 نیست!! بلکه هرکس که بیشترین آراء را بدست آورد رییس جمهور می شود!!!

وقتی که تعداد نامزد ها فقط و فقط دو نفر باشد بیشترین آراء مگر غیر از 50+1 می تواند باشد؟  خوب در دور دوم، انتخابات بین دو نفر برگزار می شود و بسیار بدیهی است که یکی از آنها بیشترین آرا را بدست می آورد. و وقتی که بیشترین آراء را بدست می آورد یعنی اینکه باز همان نصاب 50+1 را در حقیقت پوره کرده است. آیا ممکن است که یکی از این دو نفر نصاب 50 فیصد به علاوه 1 را پوره نکرده باشد و در عین حال بیشترین رای را بیاورد؟ اگر تعداد رای دهندگان بیشتر از دو نفر باشد چنین چیزی ممکن است چون شاید یک نفر 45 درصد  رای بیاورد نفر دوم 40 درصد و نفر سوم 15 درصد.

در این صورت نفر اول با وجودی که 50 فیصد +1 رای را نیاورده ولی بیشترین آراء را دارد. اما وقتی که رای گیری فقط بین دو نفر باشد اکثریت آراء معنای دیگری غیر از 50 فیصد +1 را نمی تواند داشته باشد.

بعضی از صاحب نظران ما با اکت و ناز و ادا یگان حرفهای خیلی پیش پا افتاده را مطرح می کنند گویی که کشفیات کرده باشند. و چه بسا  همان مسایل پیش پا افتاده را که  با اکت و ناز بیان می کنند اشتباه هم می کنند!!

امان از این روشنفکران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 22:50  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

خبر بزرگداشت چه گوارا در کابل مرا به تعجب واداشت. بزرگداشت از یک جنگجوی سوسیالیست آرژانتینی در افغانستانی که هنوز خودش زیر چکمه های ارتش های گوناگون دنیاست.

بیت معروفی است که میگوید " تو کار زمین را نکو ساختی – که اکنون به آسمانها پرداختی". اولا ما را چه به این حرفها؟ بهتر است به بد بختی خودمان برسیم. بهتر است چاره ای بیاندیشیم که چگونه می توان این مردم مفلوک و مغضوب را از این لجنزار کثیف نجات بدهیم؟ چگونه می توانیم صد ها هزار کودک بد بخت را که هنوز از اسهال و استفراغ و سوء تغذی در این کشور می میرند زنده نگهداریم؟ چطور می توانیم دست گدایی خود را که به سوی ده ها مملکت جهان دراز است کوتاه کنیم؟

ما را چه که ادای روشنفکر های  دم راست و راحت شرق و غرب را در بیاوریم؟ ما ملت افغانستان با تمام دانشمندان و فرهنگیان و نخبه های خود در نظر دنیا مانند کودکان نادانی می آییم که اگر آنها نباشند نه میتوانیم غذای خود را پیدا کنیم و نه می توانیم از جنگ و جدل با همدیگر اجتناب کنیم. روزنامه ی صدای آزادی را ببنید. با صد ها هزار دلاری که صرف آن می شود می بینید که سطح و سویه مقالات و نوشته های آن برابر به درک و فهم کودکان دوره ابتدایی مکتب است. میلیونها دلار زبان بسته در این کشور فقط  خرج این می شود که به مردان و زنان و کودکان آگاهی بدهند. آگاهی در مورد حقوق شان. چیزی که در دیگر کشور ها کودکان دبستانی شان هم میدانند.

گذشته از اینها اگر می خواهید از چه گوارا تجلیل کنید بهتر است از فیدل کاسترو تجلیل کنید که زنده است و قدر تجلیل شما را هم میداند. چه گوارا شخصیتی بزرگتر از کاسترو نبود. او خود از همدستان و زیر دستان او بود که در جنبش مسلحانه زیر دست و تحت فرمان کاسترو بود. حالا رهبرش را رها کرده و او را تجلیل می کنید.

در این بزرگداشت کذایی سگرت هایی توزیع شده که  عکس های چه گوارا وی را در حال کشیدن آن نشان میدهد. حالا به خاطر چه گوارا سگرت کشیدن که یک عمل نادرست و زشت است نیز تبلیغ می شود.

فکر می کنم انگیزه تجلیل کنندگان این باشد که معلومات عمومی خود را به رخ ملت بکشند که ای ملت! کسی را که شما اصلا نمی شناسید و نام او را نشنیده اید ما آنقدر می شناسیم که حتی بزرگداشتش را برگزار می کنیم.

ملتی که خودش غرق در فساد و جهل باشد روشنفکرانی بهتر از این هم نخواهد داشت.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 4:6  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

من نمی توانم درک کنم که امریکا چه نفعی می تواند از نا امنی افغانستان ببرد؟

نا امنی افغانستان از نظر سیاسی لطمه ی بزرگی به حیثت امریکاست. وقتی امریکا نتوانسته است با مصرف صد ها میلیار دالر و تقدیم جان صدها سرباز امریکایی و صرف هشت سال وقت امنیت را در افغانستان حاکم کند و هنوز دولت افغانستان به کودکی می ماند که اگر دستش را رها کنند می افتد و توان راه رفتن ندارد، آیا برای امریکا یک شکست نیست؟

مدتها بود که از مردم می شنیدم که در ناامنی افغانستان و تجهیز و تمویل طالبان دست خود خارجی ها دخیل است. آنها می گفتند که شبها شورشیان توسط  هلیکوپتر جا بجا می شوند. مردم می گفتند که بعضی ها به چشم دیده اند که خارجی ها بین طالبان پول ، سلاح ، غذا و غیره توزیع می کنند. بعضی ها دیده اند که کاروان طالبان و ناتو از کنار هم گذشته اند و با هم درگیر نشده اند.

من همیشه به این فکر بودم که وقتی این همه شایعه در مورد حمایت طالبان توسط ناتو وجود دارد پس چرا پای این بحث به مطبوعات باز نمی شود؟

بالخره بعد از مدتها این خبرها از رسانه ها هم تکرار شد آن هم چگونه ؟ از زبان خود رییس جمهور!!

آقای کرزی گفت که اطلاعات موثقی دارد که شورشیان مخالف دولت شبها توسط هیلکوپترهای خارجی جابجا می شوند!

شنیدن این خبر از زبان خود رییس جمهور برایم خیلی عجیب بود. این کاملا واضح است که یا اینکار کار خود امریکاییهاست و یا با اجازه و صلاحدید آنها انجام می شود. امکان ندارد کسی اینکار ها را بکند و امریکایی ها ناراضی یا بی خبر باشند.

اما تحیر من اینجاست که چرا امریکایی ها نمی خواهند افغانستان آرام شود؟ نا آرامی زمینه رشد تروریست ها را فراهم می کند که هدف اصلی جنگ امریکا را تشکیل می دهد. دولت امریکا همه روز تحت فشار ملت خویش است که ضد جنگ شعار میدهند و از طرفی هم تمام دولتها و ملتهای جهان چشم دوخته اند که امریکا آیا موفق می شود در کشورهایی که دولت های قبلی شان را سقوط داده است همانگونه که وعده داده بود صلح و آرامش و دموکراسی را حاکم سازد؟

اگر شما میدانید فایده بی ثبات کردن افغانستان برای امریکا چیست برای من هم بگویید.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 16:24  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  | 

گاهی خبرهایی می شنویم که هرچه می اندیشیم عقلانیتی پشت آن نمی بینیم.

گروهی از مردم و متنفذین در یک گردهم آیی پشتیبانی شان را از نتایج اولیه انتخابات اعلام نموده و از جامعه ی جهانی نیز خواستند که از دخالت در انتخابات افغانستان اجتناب کنند. این گرد هم آیی همچنین خواستار آن بودند که انتخابات به دور دوم کشیده نشود.

وقتی این خبر را شنیدم هر چه خود را به خوشباوری زدم نتوانستم خود را  قناعت بدهم که این همایش احمقانه نیست.

اول اینکه پشتیبانی از نتایج انتخابات یعنی چی؟ مگر این نتایج پشتیبانی می خواهد؟ وقتی که هنوز نتایج نهایی نشده و احتمال تقلب در آن بررسی نشده است اعلام پشتیبانی یعنی چی؟ به نظر من این گروه از این اعلام پشتیبانی فقط دو مقصد  می توانند داشته باشند، یا میگویند  ما این نتایج را قبول داریم ولو اینکه در آن تقلب صورت گرفته باشد! و یا اینکه ما اطمینان داریم که تقلبی صورت نگرفته و این نتیجه درست و قابل قبول است و همه باید آن را بپذیرند!

در صورت اول که معلوم است طرفداری از تقلب کار نادرستی است و در صورت دوم این جماعت از کجا اطمینان دارند که تقلبی صورت نگرفته است؟ کدام یک از افراد این گروه در تمام سایت های انتخاباتی حاضر و ناظر بودند که حالا نمی خواهند کمیسیون بررسی شکایات احتمال تقلب را بررسی کند؟ این گروه این صلاحیت را از کجا بدست آورده اند که مهر صحت به نتیجه انتخابات بگذارند؟ چشم پوشی و بی اعتنایی کردن به صدها مورد شکایت نامزدان که بعضی از آنها مستدل و با ثبوت هم می باشند چه معنایی دارد؟ از روی کدام میکانیزم و کدام روش آنها به این نتیجه رسیده اند که نتیجه انتخابات درست است؟

درخواست آنها از جامعه جهانی برای دخالت نکردن در انتخابات هم بسیار مسخره و بی معنی است. حتی در کشورهای با ثبات و پیشرفته هم گاهی ناظرین بین المللی بر روند انتخابات نظارت می کنند و این باعث مشروعیت بیشتر انتخابات می گردد. حتی بعضی از کشورها از جامعه بین الملل می خواهند که برای نظارت در انتخابات آنها ناظر بفرستند. این کار دخالت محسوب نمی شود بلکه به شفافیت بیشتر انتخابات می افزاید. شاید شنیده باشید که وقتی دو تیم بسیار قوی و مطرح فوتبال در یک کشور مسابقه میدهند ، برای بیطرفی در قضاوت داور مسابقه را از یک کشور خارجی می آورند. مداخله خارجی ها در انتخابات زمانی مردود است که از چهار چوب قانونی بیرون بوده و جانبدارانه باشد. برای من جالب است که این آقایان که مخالف دخالت خارجی ها هستند چهار سال پیش کجا بودند که اصلا کمسیون مستقل انتخابات وجود نداشت و صد فیصد پروسه انتخابات توسط خارجی ها اداره می شد؟

از نظر اخلاقی هم پرخاشگری به جامعه جهانی و درخواست از آنان بر عدم دخالت در انتخابات نادرست است چرا که آنان  بیشتر از دو صد میلیون دالر را برای انتخابات افغانستان اهدا نموده اند و ما گدایان پر رو و گستاخ هم پول آنها را می گیریم و هم از آنها می خواهیم در انتخابات ما دخالت نکنند.

در این گرد هم آیی همچنین خواسته شده است که انتخابات به دور دوم کشیده نشود!

اگر یک نامزد بیشتر از 50 در صد آراء را بدست آورد که نیازی به درخواست این گروه نبوده و انتخابات خاتمه یافته و کاندید پیشتاز برنده اعلام می شود اما اگر نتواند این آراء را بدست آورد باز پافشاری این گروه چه فایده ای می تواند داشته باشد؟

یا این گرد هم آیی ها یک بازی سیاسی و سوء استفاده از توده های مردم است که در این صورت هم یک بازی بسیار کودکانه است و یا اینکه یک عده آدم چاپلوس بی مغز با نادانی و ناشیگری از کاندید مورد علاقه خود حمایت می کنند.

به راستی که درست میگویند دشمن دانا بهتر از دوست نادان است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 15:24  توسط  سرور حسینی(مهرورز)  |