تا حالا پیش آمده است که شما از کسی برداشتی در ذهن داشته باشید و بعد از سالها ناگهان دریابید که تصویر ذهنی شما غلط بوده و آن شخص کاملا با آنچه شما می شناختید فرق دارد؟
وقتی سخنان رونالد ریگان را در اینترنت شنیدم سخت شگفت زده شدم. او اصلا آن کسی نبود که من می شناختمش.
رونالد ریگان رییس جمهور سابق امریکا سال 2004 از دنیا رفت. زمانی که خبر مرگ او پخش شد خاطرات کودکی ام یادم آمد که شعار مرگ بر ریگان میدادیم. با خود می گفتم که بالاخره کسی که من روزی به او مرگ می فرستادم مرد. اما هیچ احساسی نسبت به او نداشتم. از مردن او نه خوشحال بودم و نه ناراحت.
اما وقتی سخنرانی او را چند روز پیش در اینترنت شنیدم برایم سخت شگفت آور بود. اگر مشخصات او را نمی خواندم و نمی شنیدم، فکر می کردم این سخنان مال کسی است که در حوزه علمیه نجف، قم یا الازهر مصر تحصیل کرده است.
من کودکی ام را در مهاجرت گذرانده ام . در کشور همسایه ، جمهوری اسلامی ایران که دشمنی عمیقی با امریکا دارد. آنجا وقتی که مکتب می خواندم در مناسبت های سیاسی و مذهبی با سایر شاگردان به خیابان ها می رفتیم و شعار سر میدادیم. شعار هایی که شعورمان به معنی آنها نمی رسید. یکی از آن شعارها این بود: خلیج فارس ایران، محل دفن ریگان.
من در کودکی امریکا را سمبول کفر، الحاد، ظلم و ستم می دانستم. این تصویر را برایم ساخته بودند. البته هنوز هم عقلم نمی رسد که آیا حقیقت دارد یا نه؟ اما عقلم این قدر رشد کرده است که به صراحت این ادعا ها را تایید نمی کنم و آن را قابل تأمل میدانم.
چند وقت قبل در سایتی که 100 سخنرانی برتر قرن بیست امریکا را نشر می کند سخنرانی ریگان را یافتم.
در آن سخنرانی او چنان از باورهای ایدیولوژیک خود و آمریکاییان سخن می گفت که تمام تصاویر از قبل ساخته شده در ذهنم را خط می زد و به هم می ریخت. آنجا دانستم که انسانها چقدر به هم نزدیک اند. چقدر شباهتهای خیره کننده میان سخنان خمینی، ریگان ، کاسترو، جمال ناصر و جورج بوش موجود است. اهداف هر یک از سران سیاسی دنیا خوشبختی و خدمت به خلق است. حفظ منافع ملی و سربلندی اتباع شان است. اما افسوس که این مرزهای جغرافیایی و منفعت طلبی در چهارچوب این خط کشی ها در میان انسانها نفاق و دشمنی را به وجود می آورد و سرانجام در اثر رقابت های ناسالم برای رسیدن و به رفاه و ثروت بیشتر جنگهای خانمان سوز رخ میدهد. وگرنه چقدر اهداف سران کشور ها به هم نزدیک و انسانی است.
اگر پاره هایی از سخنان ریگان را عیناً در اینجا نقل قول کنم حتما شما هم او را خلاف آنچه تصور می کردید خواهید یافت. آنچه در زیر می خوانید سخنان اوست و قسمت های جالب آن را بریده و برای شما گذاشته ام:
دولت ما انگیخته یک فلسفه سیاسی است که بزرگی و شکوه امریکا را در مردم، کلسیاها، موسسات و خانواده هایی می بیند که ارزشهایی مانند احترام به دیگر انسانها و نگرانی برای همنوعان و احترام به حکومت قانون خدا را سرلوحه خود قرار داده اند.
ویلیام پن یکی از پدران ما گفته بود که :" مادامیکه انسان تحت حکومت خدا نباشد ، تحت حکومت دیکتاتورها خواهد بود." جفرسون نیز گفته بود که "خدایی که به ما زندگی داده است آزادی را نیز همزمان به ما اعطا کرده است." جورج واشنگتون نیز می گفت: "در میان عواملی که موفقیت در عرصه سیاست را به ارمغان می آورد دین و اخلاق بزرگترین عامل است."
به عقیده یکی از محققین که راز موفقیت و شکوه امریکا را بررسی کرده بود امریکا بزرگ است به خاطر اینکه خوب است و تا وقتی که خوب باشد بزرگ نیز خواهد بود.
... متاسفانه در این زمان تعدادی از سکولاریست های مدرن ظهور کرده اند که تمام ارزشهای سنجیده شده و تثبیت شده ما را که گذشت زمان ارزشمند بودن آنها را به اثبات رسانده است را نادیده می گیرند. ارزشهایی که ملت ما بر آنها استوار است. صرف نظر از اینکه قصد و نیت آنها چه قدر نیک است، سیستم ارزشهای آنها مخالف ارزشها و باورهای اکثریت امریکاییهاست... گاهی ممکن است که صدای آنها از صدای ما بالاتر باشد اما آنها هنوز اکثریت نیستند.... آزادی زمانی موفق است که دین زنده و حاکمیت قانون تحت امر خداوند پا برجا باشد....
زمانی که پدران ما کلسیا را از مداخله دولت و حکومت برحذر داشتند به آن معنی نبود که بین دولت و مفاهیم دینی و معنوی دیواری از خصومت و عداوت بنا شود. این مسئله در طول سالها ثابت شده است. عبارت " توکل و ایمان ما به خداست" روی پولهای ما حک شده است. محکمه ( دادگاه ) عالی ما جلسات خود را دعاهای دینی آغاز می کند. اعضای پارلمان ما نشست خود را با نیایش شروع می کنند. و اکنون من می خواهم که شاگردان مکاتب هم در امریکا مانند اعضای پارلمان و دادگاه عالی دروس خود را با نیایش آغاز کنند. من لایحه ای را به پارلمان فرستاده ام که اجازه میدهد دانش آموزان مدارس ما نیز در آغاز درسهای خود دعا و نیایش کنند.
... بررسی اخیر در واشنگتن نشان میدهد که ملت امریکا بسیار مذهبی تر از سایر ملت هاست. 95 درصد از افراد تحت پژوهش به وجود خدا معتقد بوده و جماعت بزرگی از آنها گفته اند که ده فرمان ( تعالیم موسی و مسیح ) در زندگی آنها معنی واقعی دارد. تحقیقات دیگری نشان میدهد که اکثریت مردم امریکا با مسایلی مانند روابط جنسی، سکس در نوجوانان، هرزه گرایی ، سقط جنین و مواد مخدر مخالفند...
... ما باید به اتحاد شوری بفهمانیم که هر گز روی اصول خود مصالحه و معامله نمی کنیم. ما هر گز از اعتقاد خود به وجود خداوند دست بردار نخواهیم بود. ما هر گز از آزادی خود چشم پوشی نخواهیم کرد و ما هر گز تلاش خود را برای دست یافتن به صلح جهانی متوقف نخواهیم ساخت...
... چند سال قبل من پدر جوانی را دیدم که در میان جماعتی در کالیفرنیا صحبت می کرد. آن زمان همه جا صحبت از کمونیزم و تیوری آن بود. او میگفت " من دخترک خورد سال خود را بیشتر از هر چیزی دوست دارم." من با خود گفتم نه! نه این حرف را نزن. چی میگویی؟ اما من او را دست کم گرفته بودم. او ادامه داد: " من ترجیح میدهم که امروز مرگ دختر خود را شاهد باشم در حالی که به خداوند معتقد است تا اینکه او تحت حکومت کمونیزم رشد پیدا کند و زمانی بمیرد که دیگر به خداوند معتقد نیست."
... بیایید برای رستگاری آنهایی که در آن حکومت دیکتاتوری تاریک زندگی می کنند دعا کنیم. بیایید دعا کنیم که آنها هم لذت ایمان داشتن به خدا را بچشند...
خوب چه فکر می کنید. این حرفها با حرف روحانیون مسلمان خیلی متفاوت است؟؟؟