میدانیم که انتخابات افغانستان نزدیک است و وقایع به طور باور نکردنی و عجیب و غریب اتفاق می افتند. اتفاقاتی که گاهی باور آدم نمی شود. جلالی چند سال قبل با دروغ و بهانه ادامه تحصیلات و تحقیقات اکادمیک وزارت داخله را رها کرد و شروع کرد به آمادگی گرفتن برای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان. اخیرا هر روز از امریکا مصاحبه می کرد و رجز خوانی می کرد. خیلی هم ظاهرا با احتیاط پیش می رفت و به قول خودش با بزرگان و حلقات داخلی و خارجی مشورت می کرد که آیا کاندید شود یا نشود. بالاخره با مشورت ها و رایزنی های زیاد از مردان خانه هم اجازه گرفت و اعلام آمادگی کرد که در انتخابات شرکت خواهد کرد. حتی در روز های ثبت نام هم خبری از انصراف او نبود و گماشته گان او کمپاین های پنهانی را شروع کرده بودند. اما در روز آخر که لیست ثبت نام شدگان را خواندند نام او و چند نفر دیگر مثل او نبود. بسیار تعجب کردم. این همه غر و فیش و بگیر و نمان و ناز و ادا و این طور خپ و چپ انصراف دادن؟؟
درست است که می گویند سیاست پدر و مادر ندارد یا مثلاْ پشت و رو ندارد اما سیاستمداران افغانستان (البته اگر بتوان نام سیاستمدار بر آنها گذاشت) کمی هم عزت و نفس و آبرو و اعتبار خود را هم باید در نظر بگیرند. آقای محترم که سه سال تمام با همه دنیا مشورت کرد و بلاخره با عقل کامل و سالم و با اختیار تصمیم گرفت کاندید کند چرا یک شبه منصرف شد؟ لا اقل یک هفته قبل اعلان می کرد و با ذکر دلایل آن از طرفداران خود معذرت می خواست و بعد کنار می کشید.
دروغگویی، بی ثباتی، تزلزل، نداشتن یک خط فکری مشخص باعث شده که سیاسیون افغانستان به هیچ اصلی پایبند نباشند. این مسئله تنها در مورد آقای علی احمد جلالی نه بلکه در مورد انور الحق احدی، مارشال فهیم قسیم و احمد ضیا مسعود و صد ها تن دیگر هم صادق است.
پریروز آقای فهیم در قدرت با کرزی شریک بود و هیچ مشکلی نبود. دیروز برکنار شد و شروع کرد به کوبیدن او. ادعا می کرد که او مجاهدین را کنار گذاشته و برای همیشه حمایت مجاهدین را از دست داده است. امروز باز فقط به یک چوکی معاونت همه اصول خود را کنار گذاشته و دوباره کرزی آدم خوبی برای او شده است و با یک چوکی شخصی جبهه متحد و رفقای خود را باز رها کرده است.
آقای خلیلی هم که به چوکی معاونت دوم رییس جمهور راضیست می گوید همین برای من بس است دنیا بالا می ره یا پایین میره برای من فرق نمی کند من که همیشه در یک موقف هستم. چون وی چوکی دلخواه خود را دارد اصلا اخیراْ در موضع گیری های سیاسی شرکت نمی کند و نظر نمی دهد. فردا اگر او بنا به دلایلی از قدرت کنار گذاشته شود ببینید که چه ها نثار کرزی خواهد کرد. گویا که او در این سالها اصلاْ در اشتباهات کرزی شریک نبوده باشد.
سیاست در افغانستان مانند بازی اطفال می ماند. شاید سیاستمداران دنیای غرب که سران کشور ما مثل موم در دست شان است در زیر دل به ریش دولتمردان ما بخندند.
خدایا خودت این کشور را نجات بده.
