صلح با طالبان
صلح با گروهی که انسانها را بدون محاکمه با کارد تیز قصابی گردن می برند و آن را نه قتل بلکه تکلیف الهی می دانند بی معناست.
کسانی که خارجی را با مترجم داخلی اش می گیرند، سپس خارجی را در بدل پول رها می سازند و مترجم افغان او را بدلیل ندادن پول کافی سر می برند لایق صلح نیستند.
آنانکه از اسلام در دنیا مفهوم خون، کشتار، وحشی گری، تحجر و پلیدی می سازند لایق دوستی نیستند. صلح با چه کسانی؟ با آنانکه تا به حال در کنار هر خارجی ده نفر مسلمان داخلی را کشته اند؟ آنانکه از قتل کودکان و زنان هیچ ابایی ندارند؟ آنانکه با بی رحمی می کشند و با افتخار مسئولیت آن را به عهده می گیرند؟ مگر آنها خود با زبان خود مسئولیت کردار های وحشیانه ی خود را به عهده نگرفته اند؟ پس چرا می خواهید شما این مسئولیت را از آنها رفع کنید؟
با چنین گروهی باید جنگید. باید آنقدر جنگید که ریشه کن شوند یا تسلیم شوند. راه دیگری نیست. گاو وحشی اگر به کوچه و بازار بیرون شود و مردمان را مورد حمله قرار دهد چاره اش اینست که یا او را گرفتار کنیم و یا اگر نشد او را از پای در آوریم. چه راه دیگری می توان یافت؟
اگر باید با این گروه صلح کنیم پس با چه کسی باید جنگ کرد؟ پس واژه های قتلو و حاربو را برای چه کسانی فرستاده است قران شریف؟
مردم ما همیشه یا در افراطند یا در تفریط . گاهی می بینی با کسی که سزاوارش نیست می جنگند و گاهی می بینی به کسانی که لایق آن نیستند محبت می کنند و پیشنهاد صلح می دهند.